با سلام خدمت شما دوستان عزیز

در این جا قصد دارم  داستان واقعی کوتاهی رو از زندگی خودم براتون تعریف کنم

پدر من رستوران دار بود من وقتی به دنیا آمدم پدرم رستوران داشت  و تا جایی که یادمه همیشه تو رستوران بودم، حتی یادمه زمانی که از مدرسه برمیگشتم خونه نمی رفتم و مستقیم می رفتم رستوران تا شب و اگر هم تکلیفی داشتم همونجا یه گوشه آشپزخونه می نشستم و تکالیف مدرسه رو می نوشتم یادمه کلاس اول راهنمایی بودم که کامل آشپزی رو یاد گرفته بودم و میتونستم انواع کباب رو خیلی ماهرانه و سریع بزنم.

با اینکه رستوران مال خودمون بود و فروش خوبی داشتیم و مکان رستوران هم جای خوبی بود و خیلی هم شیک بود و یکی از شناخته شده ترین رستورانهای شهر بود ولی همیشه یه مشکلی بود که هیچ وقت تمامی نداشت بدهی بود. هیچ وقت این بدهی های رستوران تموم نمیشه گاهی دو سه ماه وضع خوب میشد ولی دوباره همون مشکل باشدت بیشتر شروع میشد .

بیشتر از این سرتون رو درد نیارم  تا اینکه وقتی من بیست سالم بود این مشکل بدهی های رستوران آنقدر بزرگ شد که یهو همچی بهم ریخت و همه چیز از دست رفت تکرار میکنم همه چیز مکان رستوران، سرمایه رستوران ، وسایل رستوران ، اعتبار رستوران همه چیز از دست رفت به نقطه صفر که چه عرض کنم زیر صفر رسیدیم.

بعد از این اتفاق من در حدود دو سه سال بیکار بودم و حتی حوصله انجام کاری رو هم نداشتم از همه بدتر تمسخر اطرافیان بود که وافعا میدیدم چندین سال منتظر بودن که زمین خوردن ما رو ببینن و الان این فرصت رو داشتن تا جایی که میتونن تحقیرمون کنن حتی کسانی که تا دیروز کارگر رستوران ما بودن هم پشت سر ما حرفها گفته بودن که ما رو بیشتر تحقیر کنن و حتی وقتی اتفاقی ما رو جایی میدیدن تیکه های نیش دار مینداختن به هر حال بیشتر از این ناراحتتون نکنم.

ولی این دو سه سال واقعا فرصت مناسبی بود که به این مسئله خوب فکر کنم که چرا واقعا این اتفاق افتاد . واقعا چرا ما که فروش خوبی داشتیم رستوران هم که مال خودمون بود اجاره نمی دادیم از صبح تا شبم که با تمام وجود داشتیم کار میکردیم نباید این اتفاق برای ما می افتاد. تا اینکه کامل مسئله رو سبک سنگین کردم متوجه اشتباهاتی شدم که هیچ وقت توی اون سالها بهشون اصلا توجه نکرده بودم و ایرادهای کارم رو شناختم.

در حدود دو سال و نیم که از این ماجرا گذشته بود یک روز در باشگاه بدنسازی مشغول ورزش بودم که ناخواسته و خداخواسته شنیدم که در مورد یه رستوران صحبت میکنن که در حال ورشکستکیه و صاحبش می خواد اونجا رو به کمترین مبلغ اجاره بده که خودش رو خلاص کنه با اینهمه بازم کسی حاضر نیست اونجا رو اجاره کنه با شنیدن این ماجرا اصلا وقت رو تلف نکردم دقیقا یک ساعت بعد پیش اون صاحب رستوران بودم بعد از کمی صحبت قرار شد اون رستوران رو اجاره کنم من اون زمان یک پیکان مدل 65 داشتم که همون عصر ماشین رو صد هزار تومان زیر قیمت فروختم و پول پیش رستوران رو دادم. شب وقتی تو خونه گفتم که چیکار کردم همه شروع کردن به بحث با من که چرا این کارو کردم. میگفتن مگه ندیدی رستوران خودمون چی شد و الا آخر ….

ولی من تصمیم خودم رو گرفته بودم و کار رو شروع کردم و دقیقا پنج یا شش سال بعد رستوران خودم رو راه انداختم خیلی بزرگ تر و شیک تر از رستوران قبلی که در اون ورشکسته شده بودیم . و بیست ساله دارم رستوران را اداره میکنم .

هدف از طراحی این وب سایت دقیقا به این نکته برمیگرده که اگر مشکلی در آشپزی یا رستوران داری دارید اگر میخواهید رستوران راه اندازی کنید و هر کاری که ربطی به آشپزی و رستوران دارد میتونید کاملا رایگان با من در ارتباط باشید و واقعا خوشحال میشم اگر کمکی کرده باشم . پس بدون نیاز به خرید محصولات این وب سایت می توانید از طریق انیستاگرام پیج sarashpazy ، تلگرام کانال  sarashpazey  و پیام رسان سروش کانال  sarashpazey مستقیم با من ارتباط داشته باشید.

و اگر فکر میکنید من از این طریق می خوام برای کانال خودم فالور جمع کنم اگر بیاید کانال خواهید دید که فقط نام کاربری برای اتصال به پی وی سرآشپز در کانل قرار دارد و بعد از اینکه شما بیاید به پی وی می توانید از کانل خارج بشید و میبینید که چیزی توی کانل وجود ندارد که اونجا باشید.